قالب وبلاگ
علی نی نی
 

تقریبا یک ماهی میشه اومدیم این خونه و علی از این بابت خیلی خوشحاله چون هم داییش همسایه ما هست و علی هم همش با بچه ها مشغول بازی و یا اونها خونه ما هستن یا علی میره بالا برای بازی.و یه چیز دیگه اینکه یه حیاط بزرگ و سر سبز هم در اختیار ماست که علی با بچه ها برای توپ بازی و دوچرخه سواری ازش استفاده میکنه.

 

چند روز پیش به علی گفتم

مامان : علی بیا این لباستو بپوش ببینم اندازت شده یا نه ( آخه وقتی براش خریدم خیلی براش بزرگ بود اما چون دوسش داشت نگهش داشتیم تا اندازش بشه)

علی : خودم میخوام بپوشماز خود راضی

بعد از چند لحظه علی لباس پوشیده

علی: مامان ببین به دردم میخوره  نیشخند

مامان : به دردت میخوره ؟!؟!؟!  تعجبآخ

یه کم که فکر کردم یادم اومد که چند روز قبل علی یکی از لباسهای یک سال پیشش رو آورده بود که بپوشه بهش گفتم برات کوچیکه به دردت نمیخوره حالا اونم این جواب رو بهم داده بود.

 

 

 

 

[ جمعه ۱ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٢:۳٠ ‎ب.ظ ] [ مامان علی ]

امسال برای تعطیلات عید فطر یه همراه خانواده خودم (بابا م مامان و خواهر و برادرام ) رفتیم  شمال شهر نور و خیلی خوش گذشت.

علی که همیشه از دریا میترسید و فقط ماسه بازی اون هم کنار ما رو دوست داشت و حتی حاضر نمیشد دستش رو تو اب دریا بزنه این بار با همه بچه ها هم پا میشد و میرفت برای آب بازی و حسابی هم کیف میکرد .جوری که حاضر نمیشد از آب بیاد بیرون.

 

 

PARS-PIC

 

 

 

[ سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۳:٥٧ ‎ب.ظ ] [ مامان علی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

تو این وبلاگ خاطرات پسر گلم رو می نویسم که با آمدنش زندگیمون رو شاد و زیبا کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس